در حاشیه دریاچه نایواشا، در ۹۰ کیلومتری شمال غربی نایروبی، گلخانههای عظیمی قد برافراشتهاند که تا چشم کار میکند با پوششهای پلاستیکی نیمهشفاف محصور شدهاند. درون این سازهها، رزهایی بینقص و مینیاتوری پرورش مییابند که ظرف کمتر از ۴۸ ساعت پس از چیدن، سر از حراجیهای آمستردام درآورده یا زینتبخش گلدانهایی در لندن و فرانکفورت میشوند. با این حال، منظرهای که پس از صادرات این حجم از زیبایی در کنیا باقی میماند، چندان تماشایی نیست. از دهه ۱۹۸۰ میلادی و با گسترش کشاورزی تجاری، سطح آب دریاچه نایواشا حدود ۴ متر کاهش یافته و اکوسیستم آن به دلیل ورود پسابهای شیمیایی و رشد بیرویه جلبکها در آستانه فروپاشی قرار گرفته است.
صنعت گلهای شاخه بریده تنها به کنیا محدود نمیشود؛ از ارتفاعات بوگوتا در کلمبیا تا دره ریفت در اتیوپی، این صنعت در کشورهایی ریشه دوانده که ترکیبی از تابش شدید خورشید، نیروی کار ارزان و از همه مهمتر، منابع آب شیرین فراوان دارند. اما گزارشهای اخیر نشان میدهد که عطش تزلزلناپذیر این صنعت برای آب، پایداری محیط زیستی این مناطق را به چالش کشیده است. طبق بررسیهای پژوهشی، هر شاخه گل رز در طول دوره رشد خود به ۷ تا ۱۳ لیتر آب نیاز دارد؛ رقمی که در مقیاس صنعتی به مصرف روزانه ۶۰ هزار لیتر آب در هر هکتار در اتیوپی میرسد.
تضاد میان سود اقتصادی و پایداری محیط زیستی
صنعت گلکاری برای کشورهای در حال توسعه یک شمشیر دو لبه است. از یک سو، این بخش در کنیا سالانه بیش از ۸۰۰ میلیون دلار ارزآوری دارد و پس از چای، دومین منبع بزرگ درآمد ارزی این کشور محسوب میشود. بیش از دو میلیون نفر در کنیا به طور مستقیم و غیرمستقیم از این راه امرار معاش میکنند که ۶۰ تا ۷۰ درصد آنان را زنان تشکیل میدهند. در اتیوپی و کلمبیا نیز وضعیت مشابهی حاکم است و صادرات گل سهم قابلتوجهی در تولید ناخالص داخلی (GDP) ایفا میکند.
با این حال، هزینه زیستمحیطی این اشتغالزایی بسیار سنگین است. مفهوم «آب مجازی» در اینجا اهمیت مییابد؛ وقتی کشوری مانند کنیا که خود با تنش آبی روبروست، سالانه ۱۶ میلیون مترمکعب آب دریاچه نایواشا را در قالب گل صادر میکند، در واقع در حال انتقال منابع حیاتی خود به کشورهای ثروتمند است. این فرآیند منجر به خشک شدن رودخانههای محلی، کاهش سطح آبهای زیرزمینی و جابجایی اجباری جوامع محلی و عشایری شده است که برای دههها از این منابع برای معیشت خود استفاده میکردند.
تلاش برای اصلاحات و استفاده از فناوریهای نوین
علیرغم چالشهای موجود، برخی کشورها گامهای موثری برای کاهش ردپای آبی خود برداشتهاند. کلمبیا به عنوان یکی از پیشگامان این عرصه، اکنون بیش از ۶۰ درصد آب مورد نیاز مزارع خود را از طریق جمعآوری آب باران تأمین میکند. همچنین استفاده از سیستمهای آبیاری قطرهای مدرن توانسته مصرف آب را تا ۷۵ درصد نسبت به روشهای سنتی کاهش دهد. در اتیوپی نیز احداث تصفیه خانههای پساب و تالابهای مصنوعی برای بازیافت آب، نشاندهنده تغییر جهت به سمت مسیری پایدارتر است.
مسئولیت مصرفکننده و ضرورت نظارت دولتی
پژوهشهای منتشر شده در نشریاتی نظیر BioScience هشدار میدهند که رقابت بر سر منابع آب در مناطق تولیدکننده گل میتواند به تنشهای سیاسی و اجتماعی منجر شود. راهکار نهایی برای عبور از این بحران، تنها در دستان مصرفکنندگان اروپایی و آمریکایی نیست که با انتخاب گلهای دارای «گواهی تجارت عادلانه» (Fair Trade) تلاش میکنند وجدان خود را آسوده کنند؛ بلکه کلید اصلی در دست دولتهاست.
کارشناسان معتقدند تنها با وضع قوانین سختگیرانه محیط زیستی، نظارت دقیق بر برداشت آبهای زیرزمینی و تضمین سهم جوامع محلی از منابع آبی است که میتوان اطمینان حاصل کرد زیبایی یک دستهگل در غرب، به قیمت تشنگی یک روستا در آفریقا یا آمریکای لاتین تمام نمیشود. گلها شاید نماد عشق و زیبایی باشند، اما فرآیند تولید آنها نباید به بهای نابودی میراثهای آبی زمین تمام شود.